دیدگاه فرشاد مومنی درباره دیدار با رئیس جمهور
ادامه مطلب
در واپسین روزهای سال 1384 سخنگوی دولت با خبر عدم تغییر ساعت در سال 85 تعجب همفکر و غیر همفکر و همراه و غیر همراه خود را بر انگیخت. دومین انگیزش همراهان و غیر همراهان دولت خدمتگزار تغییر ساعت شروع بکار بانکها از ساعت 7.30 به 9.30 از اول مهر 85 بود. این دو اقدام هر چند باعث انتقاد مجلس نشینان همفکر دولت گردید ولی قند تو دل بعضی شون آب شد چرا که دو موضوع یا بهتر است بگیم دو سوژه پیدا کرده بودند تا طرح دو فوریتی و یک فوریتی و ... ارائه کنند. خب بقیه مشکلات کشور هم که حل شده لذا مجالی برای ارائه طرح پیدا نمیکنند.
در خصوص تغییر ساعت بانکها بالاخره مجلس طرح دوفوریتی تصویب کرد و در یک رفت و برگشت به شورای نگهبان تکلیف دولت مشخص شد. و ساعت کار بانکها بدون هیچ اتفاق خاصی به روال سابق بر گشت. تصور کنید کلی زحمت کشیده اید ولی اندک پیشرفتی نداشته باشید چه حالی پیدا میکنید البته خیلی حال میده چون عده ای رو سر کار گذاشتی تا کلی زحمت بکشن تا بیارنت جای اولت.
در خصوص تغییر ساعت در شش ماهه اول سال هم مجلس نشینان محترم هر چه با زبان خوش و ناخوش و گزنده و نرم و سخت و ... با دولت صحبت کردند افاقه نکرد تا اینکه طرح دوفوریتی دادند بعدش شد یک فوریتی و قرار بوده این هفته در کمیسیون انرژی مجلس مطرح بشه.
پیرو سخنان ریاست محترم جمهوری در افتتاح نمایشگاه کتاب در سال85 مبنی بر برگزاری نمایشگاه سال 86 در مکانی بزرگتر!!! وزارت ارشاد امسال بنا داشت نمایشگاه را دو تیکه کنه ولی به هر زوری بود یکی شد ولی در محل مصلای تهران. طبق شنیده ها نمایشگاه دارای نارسائیهای فراوانی است که با این اوصاف بعید نیست که مجلس برای برگرداندن دولت به سر خط در این درسش هم طرح(یک، دو، سه، ... و شاید هم بینهایت فوریتی) بده.
برای تعیین وضعیت کارت هوشمند و سهمیه بندی بنزین هم که تا بحال دولت و مجلس فن های فراوانی رو اجرا کردند که آخریش ارائه طرح جدید پیرو منتفی اعلام کردن بحث سهمیه بندی بنزین توسط دولت میباشد.
بابا آی دولتیا شکستید کمر این مجلس پر تلاش رو دیگه چقدر توان دارند بزارید قدری استراحت کنن. اصلا خوتون نرسیده به ته خط برگردیی سر خط که دیگه این همه موجبات خستگی مجلس نشینای محترم رو فراهم نکنین.
در دولت آقای هاشمی (دقیقا نمیدانم چه سالی بود) چند ماه مانده به شروع سال جدید اخبار سراسری تغییر ساعت رسمی کشور را از زبان آقای دکتر حسن حبیبی معاون اول رئیس جمهور به اطلاع مردم رساند و تا آخرین سال دولت آقای خاتمی این تصمیم پابرجا بود. تصمیم آنزمان دولت شاید نیاز به کار کارشناسی نداشت چراکه یک تصمیم آزموده شده بود.(قبل از انقلاب این رویه وجود داشته است) هرچند که شاید کار کارشناسی دولت هاشمی پشتوانه این تصمیم بود. آنچه مهم است اینکه یک چنین تصمیمی بدون هیاهو گرفته شد و در دو دولت اجرا شد و در خصوص اوقات شرعی و انجام فرایض روزانه مسلمانان هم آب از آب تکان نخورد بلکه صرفه جویی های فراوانی در مصرف برق صورت گرفت.
دولت خدمتگذار!!! آقای احمدی نژاد در اولین سال کاریش چند روز مانده به شروع سال جدید یادش افتاد که معضلی بنام تغییر ساعت رسمی را باید ایکی ثانیه حل کند و اتفاقا حل کرد. انتقاد همراهان دولت از آن زمان تاکنون قابل مقایسه با انتقاد مخالفین دولت در این خصوص نمیباشد لذا باید گفت دوستان دولت ضمن برشمردن مزایای تغییر ساعت امید وار بودند که دولت به رویه قبل برگردد ولی این امید به یاس تبدیل شده به نحوی که امروز به معضل اولویت دار کشور تبدیل شده است. طبعا مفهوم طرح دوفوریتی را بخوبی مردم ما درک میکنند. جالب این است که مجلس و دولت اصولگرا نتوانسته اند چنین موضوعی را بدون ارائه طرح در صحن علنی مجلس حل کنند. خدا میداند مجلس، سازمان بازرسی، وزارت نیرو و خیلی از کارشناسان سازمانهای دیگر چقد وقت صرف کرده اند تا ضرورت تغییر ساعت در شش ماه اول سال را به دولت بقبولانند. در میان این همه سر و صدا حتی اگر کسی خود را به خواب هم زده باشد مجبور میشود از خواب تصنعی بیدار شود چه برسد به این که کسی خواب باشد ولی متاسفانه تا آخرین رایزنیها که دیروز بین مجلس و دولت قرار بود صورت گیرد ظاهرا توافقی صورت نگرفته و امروز قرار بر تعیین تکلیف این موضوع در قالب طرح دوفوریتی در مجلس بوده است که امید واریم این موضوع ختم به خیر گردد.
راستی دولت هاشمی چه تصمیم مهمی با کمترین صرف وقت گرفته بوده که امروز مخالفان هاشمی بنا دارند با صرف ساعتها کار و حتی با طرح دوفوریتی مهر تایید بر آن بزنند. راست اینکه میگویند آقای احمدی نژاد زیاد کار میکند همینهاست کارهای آقای احمدی نژاد؟ که اگر چنین است باید به آقای احمدی نژاد یاد آور شد که اره تان کند است بهتر است اره تان را تیز کنید که اگر چنین کنید نیاز به کار زیاد نداشته و برای استراحت و مطالعه بیشتر برای تصمیمات پخته تر وقت بیشتری خواهید داشت. و به قول وزیر محترم ارشاد دچار عدم تعادل جسمی نخواهید شد.
عصرنو 45: در نشستهاي اين نهاد اقتصادي سياسي مهم بين المللي همواره شخصيتهاي رسمي و غير رسمي از كشورهاي مختلف جهان دعوت ميشوند. از ايران نيز معمولاً وزير اقتصاد و دارايي يا وزير بازرگاني و يا وزير امور خارجه به نشستهاي سالانة داووس دعوت ميشدند. اما امسال اين اجلاس در غياب مقامات رسمي ايراني برگزار شد تا نشانه اي باشد بر روند روبه گسترشانزواي ايران در سطح بين المللي. روندي كه بيش و پيش از هرچيز نتيجة سياستها و رويكردهايي است كه با به قدرت رسيدن حاكمان جديد در سطوح داخلي و خارجي تعقيب ميشود.
نكتة حائز اهميت اين كه ظاهراً مسئولان برگزار كنندة اجلاس اخير داووس به عدم دعوت از مقامات رسمي اكتفا نكرده و به نحو تأملبرانگيزي كوشيدند تا تعمد خود را در اين اقدام به رخ مقامات ايران بكشند. از اين رو بي اعتنايي خود را با دعوت از سيد محمد خاتمي رئيس جمهور سابق ايران تكميل كردند. امري كه به هيچ وجه به مذاق حاكمان جديد خوش نيامد و براي جلوگيري از چنين اتفاقي تمام تلاش خود را به كار بستند.
اما به حضور آقاي خاتمي در اين اجلاس ميتوان از منظري فراتر از منازعات داخلي نگريست و اين حضور را در سطح ملي مورد بررسي قرار داد. به هر حال خاتمي به عنوان شخصيتي بين المللي و مورد احترام جهانيان براي جمهوري اسلامي ايران يك سرمايه است. سرمايهاي كه ميتوان با به بكارگيري آن بسياري از هزينههاي ناشي از ندانمكاريها و اشتباهات را جبران و تهديدهاي ناشي از عملكردهاي خام و رفتارهاي ناشيانه، عليه منافع و مصالح ملي را به حداقل رساند. هر كشوري شانس برخورداري از چنين سرمايههايي ندارد و آنها كه از چنين موهبتي برخوردارند در استفاده از آن در جهت كاهش و ادارة بحرانهاي فرارو و يا جلب منافع و كاهش تهديدها به نفع كشور، ترديد به خود راه نميدهند.
در ايران اما وضع به گونهاي ديگر است. ناظران و علاقمندان عرصة سياست مشكل بتوانند در لابلاي اخبار رسانة ملي و خبرگزاري رسمي كشور خبري از سفرهاي خارجي خاتمي، سخنرانيهاي او و اقبالي كه از او ميشود پيدا كنند.
البته نبايد در اين زمينه جانب انصاف را وانهاد. گاه اگر مقامي خارجي در ملاقات با خاتمي عليه آمريكا سخني برزبان براند البته در رسانه رسمي ميتوان اثري از آن را مشاهده كرد. مانند آنچه كه جان كري در ملاقات با خاتمي در حاشية اجلاس داووس برزبان آورد. و به سياستهاي بوش انتقاد كرد. اما درك اين حقيقت چندان مشكل نيست كه امثال جان كري در برابر شخصيتي همچون خاتمي چنين سخن ميگويند.
عدم موفقيت مقامات رسمي ايراني براي حضور در اجلاس داووس تنها يك نمونه از روند انزواي تدريجي است كه پس از دورهاي در خشان از حضور محترمانه، مؤثر و آبرومندانة ايران در عرصه بين المللي در هشت سال اصلاحات شاهد آن هستيم. اين روند چنان سريع گسترده است كه كشف نمونههاي ديگر چندان دشوار نيست. آيا ميتوان پرسيد كه چرا ملك عبدالله به جاي پيام به همتاي ايراني خود به مقام رهبري پيام ميدهد و تلاشها براي موافقت پادشاه عربستان سعودي براي دعوت از برخي مقامات ايراني با ناكامي مواجه ميشود؟ اگر چنين هست كه هست، و اگر همچنان بر ادامة سياستها و روشهايي كه نافرجامي آن ها از پيش معلوم است، اصراري وجود دارد، حداقل امكاني همچون خاتمي ميتواند آثار سوء اين سياستها و روشها را بر كشور و مردم تقليل دهد.
ين امر طبعاً بيش از هرچيز و هركس به نفع خود آقايان نيز هست. أفلا تبصرون؟
منبع:سایت امروز
لایحه بودجه پیشنهادی دولت برای دخل و خرج مملکت در سال 86 بالاخره بعد از کلی حرف و حدیث در خصوص تاخیر بیسابقه در تدوین آن توسط دولت در اول بهمن ماه به مجلس تقدیم شده است. بعد از این اظهار نظرات جالبی از سوی نمایندگان اصولگرای مجلس شنیده شده و در روزنامه ها منعکس شده است. اولین عکس العمل تدوین بودجه بر مبنای نفت 45 دلار و نه 33.7 دلار اعلامی ریاست محترم جمهور در روز تقدیم لایحه بودجه بود. آقای خوش چهره تشریح کننده برنامه های اقتصادی آقای احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری و منتقد شدید عملکرد اقتصادی ایشان!!! اعلام نمودند که لایحه بودجه آنچنان دچار آشفتگی است که نمایندگان را از ورود به جزئیات بر حذر داشته و تصویب آنرا طی ماده واحده خواستار شدند. آقای توکلی دیگر منتقد اقتصادی عملکرد اقتصادی دولت نیز اخیرا قیمت واقعی نفت در بودجه را 50 دلار اعلام نمودند. حرف و حدیثهای فراوان دیگری تا بحال در این زمینه ابراز شده است که پرداختن به آنها دیگر ضرورتی ندارد. سه مورد بالا را کسانی اعلام کرده اند که خود روزی در دفاع از بودجه سال 85 در هایت برآمدند و به هر قیمتی حاضر بودند وجهه مثبت دولت را به جامعه القا کنند. اما اجرا همان بودجه مورد تاییدشان امروز آنها را منتقد سر سخت دولت کرده است. آیا فقط انتقاد کافیست؟ آیا برخورد بصورت ماده واحده با لایحه ای که شاید مهمترین اتفاق سالیانه کشور در بعد اقتصادی است کافیست؟
آقایان اصولگرای منتقد دولت اگر میتوانید دولت را در اصلاح روند امور اقتصادی یاری نمایید(بشرطی که دولت پذیرش داشته باشد) که این اقدام را در پیش گیرید ولی اگر امیدی به اصلاح وضعیت اقتصادی کشور ندارید شجاعانه باید از گذشته خود از ملت عذر خواهی نموده و گام اصلی را بردازید. انتظار زیادی از اقلیت مجلس در استیضاح دولت نداشته باشید خود هزینه کنید و پیشقدم شوید تا آنها نیز از شما حمایت کنند. قطعا شما که در حمایت از دولت گوی سبقت را از همگان ربوده بودید باید پاسخگوی نابسامانیهای اقتصادی باشید خود شاهدید که دولت هیچ مسئولیتی را تاکنون متوجه خود ندانسته است. روزهای سختی را میگذرانید ولی این سختی را هزینه استیضاح دولت و نجات اقتصاد کشور نمایید تا هم جبران مافات کرده باشید و هم در پیشگاه ملت سر افاز گردید. درست گفته اند که جلو ضرر را از هر کجا که بگیری فایده است.
فراماسونری همیشه کوشیده است اقلیت های مذهبی را تحریک کند و مساله ایجاد نماید. حکومتهای استعماری انگلیس سعی بر این داشتند عوامل خود را بصورت مجریان صدیقی در پست های حساس قرار دهند و گاهی هم در چندین ده سال در چهره مردان ملی ذخیره نمایند. سیاست فراماسونری هیچگاه در مورد ایران نقش نیکخواهانه و اصلاح طلبانه نداشته بلکه فریب و تزویر، اساس کار بوده تا ملت را در عقب ماندگی و بی خبری نگهدارد. بسیاری از ایرانیان که در دوران قاجار به انگلستان وارد شدند آموزش های ماسونی یافتند و در جهت مخالف خواست توده های مردم قرار گرفتند. برای مثال در انقلاب مشروطیت که ریشه و نهاد یک انقلاب مردمی داشت و بی تردید بازتاب دهها سال خشونت، ظلم و ستم بود، همین فراماسونرها در مرحله حساسی از آن، ابتکار عمل را به دست گرفته با اجرای نقش پیشوا و گرداننده مسیر اصلی را به نفع خود منحرف ساختند. در قضیه ملی شدن نفت هم بالاخره فراماسونری مبارزات ملت را از مسیر اصلی خارج ساخت.
5-فراماسونری با شبکه جهانی:سازمان جهانی فراماسونری کوشش دارد که برادران ماسونی خود را در هر نقطه از دنیا کمک کند، در مقامات حساس کشورها بگمارد و بهترین استفاده را از آنها در موقع مناسب بنماید. در فرانسه، آلمان، ایتالیا و انگلیس این شبکه ها وجود داشته که البته بیشتر دارای جنبه صنفی بوده و بتدریج با تغییر شکل، به سازمانی با اهداف سیاسی تبدیل گردیدهاند.
6-فراماسون نوین: اگر در قدیم بنایان آزاد فراماسونری را تشکیل دادند ولی امروز این امر ارتباطی با آنان ندارد. در سال1719 م (1097 ه.ش)، "دکتر دزاگولیه" و "دکتر اندرسن" فراماسون جدید را در انگلیس بنا نهادند و دزاگولیه در سال 1719م (1099 ه.ش)، به عنوان استاد بزرگ انتخاب شد. با این ترتیب فراماسونری قدیم که میرفت فراموش شود تجدید حیات یافت. پنجاه و پنج نفر از نجبا و اصیل زادگان انگلیس به عضویت آن در آمدند، قانون اساسی فراماسونری را نوشتند و در نتیجه "لژ بزرگ لندن" تاسیس شد و این لژ مادر لژهایی است که در سایر کشورها تشکیل شده اند.
امروز در بیش از سی و سه کشور سازمان های فراماسونری گسترش دارد که در آسیا از هند شروع شد و به نقاط دیگر راه یافت. میگویند در سال 1928م (1308 ه.ش)، چهار میلیون و چهارصد هزار تن فراماسون بوده اند. و بالاخره گفته میشود صهیونیسم با فراماسون نزدیکی یافته است. لژهای فراماسون و افراد آن در هر کجای دنیا باید تابع لژ بزرگ جهانی باشند که همان لژ بزرگ لندن است. سازمان فراماسونری انگلیس طبق شعائر آن سلطنت طلب است و عرفا ولیعهد در بیست و یک سالگی به عضویت آن در می آید.
3-هدف از تشکیلات فراماسونری: مطالعات محققین برای مجموع تشکیلات سری تاریخ یک هدف مشخص و معین را نشان نمی دهد. بعضی تمام تشکیلات سری طول تاریخ را از نوع فراماسونری شناخته اند و بنابراین، هدف را در شکل دادن به یک سلسله اقدامات مخفیانه می دانند که معمولا جنبه سیاسی داشته است. این هدف گاهی برای واژگون ساختن یک حکومت بوده است و زمانی برای مسلط ساختن نظرات خاصی در یک جامعه. گاهی نیز ماموریت داشته اند که اختلافات را در بین مردم افزایش بدهند و زمینه را برای افکار خاصی مساعد نمایند. در هر حال در درجه اول هر نوع انجمنی از این قبیل قصد داشته اعضایی مومن غیر قابل برگشت، رازدار و تابع سلسله مراتب بوجود آورد.
4-رابطه جمعیتهای سری و فراماسونری: آیا همیشه جمعیتهای سری فراماسونری بوده اند؟ بعضی این نظر را دارند و به همین لحاظ اعتقاد دارند هر چه بیشتر تاریخ فراماسونری را به جلو ببرند اکثر جمعیتهای سری پس از پیشرفت و توسعه شبکه های خود به قیام مسلحانه دست زده اند، مثلا جمعیت سری "راوندیه" که از پیروان ابومسلم خراسانی بود در چنین مسیری قرار گرفت و "مروان"آخرین خلیفه اموی را مغلوب نمود. همین طور به جمعیت سری "باطنیان"که "عبد ا... بن میمون" موسس آن بود که مثل "ماکیاول" استفاده از هر نوع وسیله را برای رسیدن به هدف جایز می شمرد. بعضی تشکیلات باطنیان اسماعیلیان را مشابه فراماسونری ها دانسته اند. ولی به هر حال هیچ یک از این قبیل تشکیلات سری را نمی توان فراماسون شمرد، بلکه به نظر می رسد این خود فراماسون ها هستند که چنین عناوینی را جعل و به خود مربوط می سازند تا خود را درعین مرموز بودن بزرگ نمایند.
بنا دارم فعلا تا مدتی مطلب سیاسی و اقتصادی و چیز های مشابه در وبلاگ درج نکنم. ولی در عوض مقوله ای تاریخی را که شاید کمتر از سیاست و اقتصاد نباشد در چندین قسمت قلمی نمایم. بنا دارم از فراماسونری بنویسم البته نه به اتکای اطلاعات خودم که تا یکی دو ماه پیش بسیار کم اطلاع بوده ام. بنا دارم عین فصل چهارم کتاب "تاریخ معاصر ایران" نوشته سید جلال الدین مدنی از انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم را به اطلاع بازدیدکنندگان محترم برسانم انشاءا... که مفید بوده و مقبول واقع گردد. توصیه اکید دارم حتی الامکان کتاب فوق را مطالعه کنید و یا حد اقل مطالب مربوط به فراماسونری را که تا مدتی به عرض خواهد رسید پیگیری نمایید.
1-دولت محترم و در راس آن ریاست محترم جمهوری بارها در سخنرانیها اعلام نموده اند که دولت عزم جدی در برخورد با مفسدین اقتصادی دارد و اتفاقا بارها اعلام نمودهاند که اول باید از دانه درشتها شروع کرد. همچنین شعار عدالت مداری و کاهش تورم را هم شاه بیت اقدامات خود در بعد اقتصادی اعلام نموده اند.